موضوعات مطالب
آرشيو مطالب
صفحه ها
آمار و امكانات
درباره وبلاگ

علیرضا آیت اللهی هستم ؛ متولد 1324 در یزد ؛ تحصیل و تخصصم در مردم شناسی است ؛ و تجربه و تعهدم به مردم مسلمان و مطالعات فرهنگ و تاریخ اسلامی . بنابر این در حوزه ی مردم شناسی و تاریخ روحانیت ، مبلغان و مروجان مذهب شیعه دوازده امامی یزد ، می نویسم که تعداد کثیری از آنان از اجداد بنده ی « حقیر فقیر سراپا تقصیر » هستند ... پس ، محور کار بر معرفی روحانیانی است که نام خانوادگی آیت اللهی دارند ؛ از شهر یزد برخاسته اند ؛ و اجداد و خویشان آنان .
پیوندها
پیوندها
سایر امکانات
پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : اگر بنده ارزش ماه رمضان را بداند، آرزو مى كند كه سراسر سال، رمضان باشد
روحانیان « آیت اللهی » مکلٌا از بیداد رضا شاهی در یزد (5)

 

روحانیان « آیت اللهی » مکلٌا از بیداد رضا شاهی در یزد (5)

 

( دکتر ) حاج سید طاهر آیت اللهی (3)

درست است که در دهه های 1330 و تاحدودی 1340 کسانی که به کلاه شاپو مکلٌا بودند نزد مردم قشر مرفٌه جامعه ، و باصطلاحِ جهانی « یقه سفید » ، محسوب می شدند (1) امٌا مجموعا" کمتر کسی در ظاهرحاج آقا سید طاهر آیت اللهی یک دکتر در پزشکی و یک ثروتمند می دید . ایشان از زمان اجبار رضا خانی مکلٌا شده بودند و از کت و شلوار و کلاه شاپو استفاده می کردند . بگمانم هیچگاه کراوات نبسته بودند ؛ و با حفظ ریش یا درواقع « ته ریش » (2) ، احتراز از پوشیدن پیراهن یقه انگلیسی ، پوشیدن پیراهن سفید یقه آخوندی و... ، باصطلاح « حفظ ظاهر » می کردند ؛ و وفاداری خود را به روحانیت شیعی – اسلامی نشان می دادند .

با وجود توانائی مالی کافی به ندرت دیده ام که کت و شلوار نو بر تن داشته باشند . اصولا" رنگ لباس مکلٌاها تا حدود بسیار زیادی به رنگ کلاه شاپو آنان مرتبط می شد (3) که اکثرا" به رنگ طوسی یا قهوه ای بود ؛ و عموما" ساده و بدون نقش استفاده می کردند و به این ترتیب بی اعتنائی خود را به زرق و برق جهان نشان می دادند و قاعده بر این بود که الگوی جوانتر ها قرار داشته باشند . با این وجود به ما نوجوانان و جوانان دهه های 1340 و 1350 کوچکترین ایرادی در لباس و آرایش ظاهری مو نمی گرفتند ؛ و البتٌه تشویق هم نمی کردند .

 

(1( 1 ) تا به خاطر می آورم آقایان بر حسب لباس به چند گروه عمده تقسیم می شدند :

-      روحانیان با عمٌامه ، پیراهن یقه آخوندی سفید ، قبا و ردا و لبٌاده و عبا ( غالبا" نائینی ) و نعلین یا گیوه یزدی در تابستان

-      مکلٌا های اعیان با کلاه شاپو ، کت و شلوار و یقه ی آخوندی یا به ندرت یقه ی انگلیسی و بین آنها هم معدودی با کراوات ، کفش ؛ یا گیوه یزدی در فصول گرم تابستان ، بهار و تاحدودی پائیز .

-      افرادی غیر روحانی و غیر یقه سفید ، باصطلاح سنٌتی با شال سفید بر سر ( مگر آنکه از سادات باشند ) و قبا و ردا و کفش یا گیوه ی درجه دو

-      گروهی با عرقچین بر سر و...

-      گروهی هم که گویا به تدریج زیاد و زیاد تر می شدند سر برهنه ها یا به کنایه ی این که سنٌت شکنی می کنند « مزلٌف » ها که کلاهی به سر نمی نهادند ... و لباس یقه سفید ها را داشتند .

-      (2) ریش به نوعی نشانه ی میزان روحانیت و تقوا و تقدس دارنده ی آن بود و بنابر این مثلا"

-      ریش بلند برای حضرات آیات

-      ریش یک قبضه برای حجج اسلام

-      ریش کوتاه مثلا" به بلندی دو – سه سانتیمتر برای مقدس ها و بقیه هم در هرحال از چند میلیمتر تا چند سانتیمتر که در این مورد بیشتر از سایر موارد زیبائی یا آمدن ریش به صاحب آن هم شرط بود و به آن ته ریش می گفتند .

((3) کلاه شاپو بردو نوع بود :

(3- حصیری سفید رنگ برای فصول گرم

- شاپو که از نمد بود و برحسب مرغوبیت نمد و شکل آن بهترینش مورد استفاده ی یقه سفید ها بود و از انگلیس وارد می شد و درجات متوسط و نامرغوب ترش را لوطی ها و ... استفاده می کردند ؛ و امٌا همیشه سعی بر این بود که رنگ کت و شلوار با رنگ کلاه همآهنگی داشته باشد و از این رو کت و شلوارها بیشتر به رنگ طوسی – فلفل نمکی – قهوه ای تیره و...بطور کلٌی باصطلاح چرکتاب و بدون نقش باشند یا حدٌ اکثر راه راه باریک داشته باشند 


برچسب :
نوشته شده در دوشنبه نهم 5 1396 توسط agasyyidyahya | لينك ثابت | (0) نظر
روحانیان « آیت اللهی » مکلٌا از بیداد رضا شاهی در یزد (3)

روحانیان « آیت اللهی » مکلٌا از بیداد رضا شاهی در یزد (3)

( دکتر ) حاج سید طاهر آیت اللهی

حاج سید طاهر آیت اللهی ، فرزند آیت الله آقا سید محمٌد آیت الله بن آیت اللٌه العظمی آقا سید یحیی موسوی یزدی .

از طرف مادر : فرزند بی بی خاتون بنت آقا شیخ اسماعیل بن آقا حاج شیخ مهدی بن آقا حاج شیخ محمد بن آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی .

با جناق آیت الله العظمی آقا حاج شیخ جلال الدین آیت اللهی تفتی

متولد 1322 قمری / 1282 خورشیدی ؟ که به قولی در حوالی 1300 خورشیدی ازدواج کرده اند

از طلٌاب بسیار ممتاز حوزه ی علمیه یزد به مرکزیت حوزه ی علمیه خان در اواخر قرن سیزدهم خورشیدی بوده اند .

مدیریت حوزه علمیه یزد تا حوالی 1347 قمری / 1307 خورشیدی ؟ بر عهده ی پدر بزرگشان ، آقا سید یحیی ، به معاونت آقا سید محمد آیت الله ، آقا سید احمد مدرس ، آقا شیخ احمد علومی ، و حاج میرزا علی آیت اللهی بوده است که قاعدتا" از استادان ایشان به شمار می روند ؛ و امید بر این بوده است که ایشان در مراحل تحصیلی به مرجعیت و جانشینی پدرِ پدرشان ، آقا سید یحیی نائل آیند .

امٌا ایشان با وجود ایمان و حتٌی تقدس ، به مدرنیسم معتقد بوده در همان جوانی ( که گفته می شد به کسب جواز اجتهاد نائل آمده بوده اند ) ، ضمن تحصیلات حوزوی در شهر یزد و غیر یزد ، به تحصیلات عالی در رشته دندانپزشکی پرداخته اند ؛ و طبیعتا" با سختگیری های رضا خانی در حوالی سال 1308 خورشیدی تغییر لباس داده مکلٌا شده اند ؛ نزد بسیاری از مردم غرب شهر یزد به دکتر حاج سید طاهر آیت اللهی مشهور شده جزو بنیانگذاران و از اعضاء اصلی نظام پزشکی یزد بوده اند .

( ادامه دارد )


برچسب :
نوشته شده در پنج شنبه پنجم 5 1396 توسط agasyyidyahya | لينك ثابت | (0) نظر
مگر یزد چند نفر آخوند و منبری می خواهد ؟!

 

مگر یزد چند نفر آخوند و منبری می خواهد ؟!

بیش از سه دهه ی اوٌل انقلاب به تخصص هایم در آمایش ، برنامه ریزی و اقتصاد فکر کردم و جامعه شناسی ، انسانشناسی ، مردم شناسی و تاریخ شفاهی برایم عشق و سرگرمی بودند . با این وجود هیچگاه در این حوزه هم سهل انگاری نکردم . در تاریخ شفاهی در باره یک موضوع به نقل ها و روایات متعدد و هرچه بیشتر نیاز است و نمیتوان به یک نقل قول روایت کرد . بنابر این موضوعی را که فقط از یکی از عموهایم شنیده ام در اینجا میآورم تا ببینم قول دیگری هم آن را تائید می کند یا خیر .

عمویم می گفت یکی از روحانیان بزرگ یزد که مقام آیت اللهی داشت ؛ با روی کار آمدن رضا خان و تنزل تدریجی جایگاه روحانیت در دستگاه حاکمه یزد ، و پرداخت وجوهات از سوی مردم ، بخصوص به وی که پدر در پدر خراسانی بود و روحانیان خراسانی یزد معمولا" خود را وابسته به حکٌام می دانستند ؛ و از آنجا بود که خود و طلٌابشان کسب معاشی قابل توجٌه می یافتند ، برای حفظ و توسعه ی جایگاه خود ، برای آیت الله العظمی آقا سید یحیی پیغام فرستاد که سهمی برای حوزه ی من قائل شوید که میخواهم تعدادی طلبه هم از قم و اصفهان به یزد بیاورم ...

آقا آسید یحیی فرموده بودند که مگر یزد چند نفر آخوند و منبری می خواهد ؟! ؛ همین عدٌه موجود هم نمیتوانند به درستی امرار معاش کنند و خدای ناخواسته ممکن است منحرف شوند ؛ پرداخت از بیت المال به آنها هم حدٌی دارد ... حال آنکه در حال حاضر قاضی و وکیل و ...و طبیب و ... کم داریم ؛ آیا در حوزه ی شما این نیاز های خلق الله تدریس می شود ؟.

عمویم می گفت بنابر همین اعتقاد آقا آسید یحیی از زمان مشروطیت بود که برخی از نوه ها و حتی فرزندان آقا سید یحیی به علوم جدید برای رفع نیاز مردم کشیده شدند که از جمله وارد امور وکالت ، قضاوت ، سردفتری ، طبابت و.... شدند و از آنجمله نوه ی ارشدشان ، آقا سید طاهر آیت اللهی ، که با آنهمه هوش و ذکاوت میتوانست یک آیت الله العظمی شود ؛ با وجود تحصیلات حوزوی ، ادامه تحصیل در حوزه علمیه یزد و اصفهان را رها کرد و در تهران به تحصیل دندانپزشکی پرداخت ...


برچسب :
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم 4 1396 توسط agasyyidyahya | لينك ثابت | (0) نظر
رابطه هممسلکی شیخ محمد خالصی و بعضی از روحانیان آیت اللهی یزدی
 شنبه 17 تیر 1396 - 11:25:11 

یک اثر با ارزش در تاریخ ایران از سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۳۰

وبلاگ > جعفریان، رسول - خاطرات شیخ محمد خالصی که از رجال موثر در تحولات فکری و سیاسی سه دهه دوره پهلوی اول تا اوائل نهضت ملی بوده، برای شناخت ایران این دوره، بویژه شهرهای نهاوند، تویسرکان، یزد و کاشان بسیار جالب است. کاش یک کسی این اثر را ترجمه می کرد.

یکی از اشخاص فعال در ایران شیخ محمد خالصی است که طی سه دهه (1301 تا 13330) تأثیر زیادی در ایران از خود برجای گذاشت. تصور این که یک روحانی عرب کاظمینی ـ با چشم کم سویی که داشت ـ بتواند تا این اندازه به ایران نزدیک شده و در شهرهای مختلف از تهران تا نهاوند و تویسرکان گرفته تا یزد و کاشان تأثیر بگذارد، قدری اعجاب برانگیز است. حالا نام او از خاطره ها رفته، اما نام و فعالیت هایش در نقاط مختلفی وجود دارد. حتی هنوز برخی از تربیت شدگان او مانند آیت الله راستی هستند. فعالیت های سیاسی وی در کنار فعالیت های فرهنگی ـ مذهبی و نگرش اصلاحی او به رغم همه حرفهایی که در باره اش بود، نیازمند یک بررسی عمیق است. 

علیرضا آیت اللهی :

لطفا" بقیه ی مطلب را در منبع اصلی مطالعه فرمائید :

 

من خودم درکودکی بهمراه پدرم مستمع یکی از منابر ایشان ، در حسینیه شاهزاده فاضل یزد ، بوده ام . پدرم می گفتند که حیف که ایشان بیش از حد سیاسی هستند و در یزد جانبدارانه ( جانب یکی از گروه های سیاسی مشهور ایران و طرفداران آن در یزد ) حرف می زنند ؛ با وجود آنکه گاهی هم میهمان چندهفته ای یکی از روحانیان مشهور آیت اللهی یزدی بوده اند . یک عکس هم از همان منبر ایشان از عکاسی آفتاب یزد تهیه دیده ام ؛ که فکر نمیکردم روزی ارزشمند شود


برچسب :
نوشته شده در شنبه هفدهم 4 1396 توسط agasyyidyahya | لينك ثابت | (0) نظر
امام جمعه موقت یزد: یزدی ها باید در مصرف آب و برق الگو باشند

امام جمعه موقت یزد: یزدی ها باید همچون گذشته در مصرف آب و برق الگو باشند

یزد- ایرنا - امام جمعه موقت یزد گفت: مردم استان باید همیشه و همچون گذشته در صرفه جویی مصرف آب و برق الگوی کشور باشند.

به گزارش ایرنا حجت الاسلام والمسلمین سیدجواد آیت اللهی در خطبه های این هفته نماز جمعه افزود: 
با توجه به گرمای هوا بویژه در استان یزد ، پرهیز از اسراف و صرفه جویی در مصرف آب و برق ضروری است.
وی در ادامه به موضوع برجام اشاره کرد و گفت: مسئولان ایران زحمات زیادی در راستای برجام کشیدند و وقت زیادی صرف کردند اما نتیجه ای حاصل نشد.
وی اظهار داشــت: همه باید دست به دست هم داده و دو امر واجب و وظیفه شرعی امربه معروف و نهی از منکر را در جامعه اجرا کنند تا تک تک افراد جامعه برای اجرای آن جرأت پیدا کنند.
امام جمعه موقت یزد با بیان حدیثی درباره لزوم رعایت امربه معروف و نهی از منکر تصریح کرد: این دو فریضه واجب اگر رعایت شود بسیاری از مشکلات جامعه بویژه بدحجابی رفع خواهد شد.
وی وضعیت بدحجابی موجود در جامعه را در شأن مردم مومن یزد ندانست و گفت: باید مسئولان و مردم در حل این معضل اجتماعی تلاش کنند.
خطیب جمعه یزد با تسلیت شهادت حضرت حمزه (ع) عموی پیامبر (ص) گفت: ایشان در جنگ احد با قساوت تمام به شهادت رسید و بدنش شکافته و جگرش برای هنده برده شد که از این مصیبت ، حضرت محمد( ص) بسیار گریه کرد.
قبل خطبه های این هفته نماز جمعه یزد مدیرعامل شرکت توزیع برق استان یزد به مناسبت هفته صرفه جویی در مصرف برق گفت: پیک بار کشور در روز چهارشنبه 55هزار و چهارصد مگاوات رسید که 3 هزار مگاوات نسبت به سال قبل افزایش داشته است.
محمدرضا صحتی با بیان اینکه مردم به مرتفع شدن مشکلات صنعت برق در شرایط دشوار ماههای گرم کمک کنند، تصریح کرد: بیشترین دلیل افزایش مصرف برق وجود سیستم های سرمایشی است از این رو استفاده از کولرهای گازی برای استان یزد مطلوب نیست.
وی یادآور شد: با این وجود و افزایش گرمای هوا ، برق محل برگزاری کنکور سراسری امسال تامین شد و پایداری شبکه های برق در استان را شاهد بودیم. 
1968/7536/ 6197 خبرنگار: رحمانی و سبحانزاده** انتشار: فلاح

انتهای پیام /* 

برچسب :
نوشته شده در جمعه شانزدهم 4 1396 توسط agasyyidyahya | لينك ثابت | (0) نظر
روحانیان « آیت اللهی » مکلٌا از بیداد رضا شاهی در یزد (2)

 

روحانیان « آیت اللهی » مکلٌا از بیداد رضا شاهی در یزد (2)

آقا سید محمد آیت اللهی – بازرگان

آقا سید محمدبن آقا سیٌد محمد صادق بن آقا سید رضا بن آقا سید حسن بن آقا سید محمد بن آقا سید جعفربن  آقا سید ابراهیم ، از احفاد شاه چراغ شیراز و از سادات موسوی ، متولد 1286 (1) هجری خورشیدی گرچه تا حوالی 25 سالگی معمم و ملبس به لباس روحانیت بوده اند ؛ و تحصیلاتی بسیار مترقی در حوزه ی علمیه خان یزد داشته اند ؛ شاید چون پدر و پدر جدٌ خود که هردو اصولا" بازرگان بوده اند ؛ گرایشی به مرجعیت دینیِ مردم بودن و تبلیغ و وعظ و خطابه نداشته اند ؛ و در حوزه مذهب از تجدد گرا ترین و شاید تجدد گراترین حوزویان یزد بوده اند (2) .

در حوزه فعالیت های اجتماعی از فعٌال ترین و خیٌر ترین ، در حوزه فعالیت های اداری از پاکدست ترین ، و در حوزه فعالیتهای اقتصادی یکی از امانتدارترین و موفق ترین بازرگانان اخلاقی یزد بوده اند .

گفته می شد که ایشان قریب الاجتهاد بوده اند (3) ؛ و فراست و زیرکی ایشان در علوم دینی به حدٌی بوده است که کمتر طلبه ای طرف مقابل بحث های متداول در حوزه علمیه در برابر ایشان می شده است ؛ و حتی درحوالی  1330 - 1340 که ایشان همچنان مشتاق بحث دینی با سایر حوزویان بوده اند به ندرت روحانی ئی تاب بحث با ایشان را می آورده است ؛ اکثرا" از بحث با ایشان اجتناب کرده ایشان را منور الفکر معرفی می کرده اند .

با این وجود ایشان که از حوالی 1305 هجری خورشیدی در عنفوان جوانی پدر ارجمند خود را از دست داده و عملا" تکفل برادران و خواهران خردسال خود را داشته اند ؛ عامل اصلی انتخاب رشته حقوق ، در دانشگاه ، و انهم با گرایشاتی کاملا" اسلامی برای دوبرادر کوچکتر خود ، آقا سید علی و آقا سید احمد ، گردیده اند .

ایشان علاوه بر نزدیکان خود ، سبب اشتغال لااقل بیست سی نفر از اعضاء اصلی و وابسته دودمان آیت اللهی یزدی ، وابستگان دودمان و غیر از ایشان گردیده اند . و خود با وجود آنکه ، ازجمله بین 1320 – 1325 می توانسته اند به مقام های عالی اداری ، به خصوص در شرکت های دولتی ، در یزد برسند با حفظ پاکدستی لازم مشاغل آزاد و در واقع تجارت ( در حوزه ی پارچه – فرش – ادویه و چای -  قند و شکر و.... لاستیک اتوموبیل ) را ترجیح داده اند .

فرزندان ایشان نیز تقریبا" به تمامی و در مکتب ایشان ، مردمدوست ، مردمدار و از نخبگان سطح خود ( در بازرگانی – خلبانی – مهندسی و معماری و ... ) بشمار می روند .

 (1) ایشان سه – چهار سال از پدر نگارنده ی این سطور بزرگتر و به این اعتبار متولد حوالی 1281 – 1282 هجری خورشیدی بوده اند ...

(2) جلساتی مداوم از زمان قیام ملٌی وجود داشته است که از جمله ی اعضای اصلی آن آقا سید علیمحمد وزیری – آقای افصح زاده – آقا سیدمحمد آیت اللهی ( مگر در زمانی که در اصفهان سکونت داشته اند ) – آقا میرزا جواد آیت اللهی – احمد آقا علیین ( بازرگان ) – آقا میرزا محمد آیت اللهی ( در سالهائی که در یزد سکونت داشته اند ) – آقا جعفر آقا آیت اللهی – و.... بوده اند ؛ که حتی گاه آقا سید علی اکبر موسوی و آقا ابوالحسن حائری زاده ، سیاستمداران مشهور آن زمان در ایران ، زمانی که به یزد می آمده اند در آن شرکت می کرده اند . این جلسه که در حوالی 1330 به میهمانی ناهار دوره ای بین آقا سید محمد – آقا میرزا جواد – احمد آقا و آقا جعفر آقا و گاه نفراتی دیگر منحصر شده بود را به یاد می آورم و محبٌت بسیار زیاد ایشان را که تصوٌر میکردم لابد خود فرزندی ندارند ....

(3) آقا سید محمد آیت اللهی پس از فروپاشی حوزه علمیه یزد و ازدواج با خانم کوچکزاده ، بین 1315 و 1320 ؟ در اصفهان ساکن و شاغل بوده اند و احتمالا" چون بسیاری از اعضاء دودمان آیت اللهی یزدی از آقا سید ابوالحسن اصفهانی جواز اجتهاد داشته اند ؟ . البته ایشان در پی جواز نبوده اند و بفرض کسب جواز هم آنروزها مجوز اجتهاد چون امروز یک ملاک بزرگ روحانیت محسوب نمی شده است .  


برچسب :
نوشته شده در پنج شنبه پانزدهم 4 1396 توسط agasyyidyahya | لينك ثابت | (0) نظر
روحانیان « آیت اللهی » مکلٌا : از بیداد رضا شاهی در یزد (1)


روحانیان « آیت اللهی » مکلٌا : از بیداد رضا شاهی در یزد (1)

آقا شیخ محمد آیت اللهی ، فرزند آقا شیخ علی فیروز آبادی

متولد 1316 قمری / 1278 خورشیدی ؟

تحصیلات حوزوی را در یزد داشته اند

طی مذهب زدائی های رضا خانی به سوی نهادهای اداری – مذهبی دولتی جذب شده با عنوان ریاست دفتر دادگستری یزد مشغول ، و بالاجبار مکلٌا گردیده اند .

در زمان ریاست ایشان ، دفتر دادگستری یزد نقش بسیار مهمتری داشته است

بنا به نقش تمرکزی دفتر و روحیه دینی – اخلاقی – نیکوکاری و باصطلاح کسب ثواب و حسنه ، بسیاری از دعاوی را در همان دفتر دادگستری یزد رتق و فتق کرده فیصله می داده اند ؛ چنانکه غالبا" پرونده ای تشکیل نمی شده است .

در سالخوردگی بیماری مزمن ریه از فعالیتهای ایشان کاسته است

تعلق خاطر ایشان به مسؤولیت دینی و روحانیت چنان بوده است که پیشوند شیخ را به نام فرزندان ذکور خود اضافه می نموده اند ؛ و فرزندانی مذهبی به جامعه هدیه کرده اند که مشهورترینشان آقا شیخ علی آیت اللهی روحانی ، واعظ ، سخنران مشهور و خطیب و دبیر فرهنگ یزد بوده اند .

فرزند ذکور سوٌم ایشان ، جناب آقا شیخ مهدی آیت اللهی ، فرهیخته ادبیات در اصفهان و دبیر نمونه ادبیات در آموزش و پروش یزد با وجود بازنشستگی همچنان به فعالیتهائی اجتماعی می پردازند .

ایشان در سال 1349 در یزد درگذشته در مقبره اختصاصی جدٌ خود ، آخوند ملٌا اسماعیل عقدائی یزدی به خاک سپرده شده اند .

روحشان شاد و یادشان گرامی

·        این سایت از هرگونه یادداشت تکمیلی در معرفی آن شادروان استقبال کرده بدونِ ، یا با نام نویسنده یادداشت ، در همین بخش میآورد



برچسب :
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم 4 1396 توسط agasyyidyahya | لينك ثابت | (0) نظر
روحانیان مکلٌا از طایفه آیت اللهی یزدی

روحانیان مکلٌا از طایفه آیت اللهی یزدی

لباس روحانیت معمولا" یک مُشَخِص یا علامت ممیزه روحانیان از سایرمردم است .

چنین لباسی متاسفانه در طول تاریخ مورد سوء استفاده ی کسانی قرار گرفته است که بدون داشتن سواد وصلاحیت مربوط به منظور نوعی اشتغال و کسب درآمد ، پرستیژ اجتماعی یا حتی گریز از خدمت اجباری ( خدمت وظیفه عمومی که شامل طلاب علوم دینی نمی شده است ) ، از آن استفاده کرده اند ؛ بخصوص که هرکس وارد حوزه ی علوم دینی می شده است حق مشروع ملبس شدن به لباس روحانیت داشته است ؛ و پس از حتی چند روز ترک تحصیل کرده از لباس روحانیت استفاده می کرده است . لذا جریان مجوٌز لباس روحانیت پوشیدن و بخصوص عمٌامه بسر گذاشتن در حضور جمعی دیگر از روحانیان ، به عنوان شاهد ، به وجود آمده است .

« طلاب معمولاً پس از اتمام لمعتین - پایان دوره‌ی مقدمات- معمم می‌شوند و لباس روحانیت می‌پوشند. در گذشته بسیاری از همان ابتدای طلبگی ملبس می‌شدند، اما پس از گسترش حوزه‌های علمیه برای مدیریت و نظارت روحانیون، اتمام مقدمات را شرط پوشیدن لباس قرار دادند . »..

پس از سختگیری های دوران رضاشاه در باره روحانیت شیعه ی دوازده امامی و از جمله به بهانه ی همین سوء استفاده ها کسانی که در آموختن علوم دینی خلوص نیٌت داشته اند حتی با کت و شلوار و کراوات در مدرس بزرگان حاضر شده به تحصیلات خود تا درجات بالا ادامه می داده اند ؛ که :

-      برخی پس از اخراج رضا شاه از کشور به لباس روحانیت ملبس شده به امور روحانی پرداخته اند

-      برخی ملبس شده به اموری دیگر اشتغال یافته اند

-       

-      برخی بدون ملبس بودن حتی به تعلیم در حوزه ها اشتغال داشته اند که از همه مشهور تر آیت الله العظمی جهانگیر خان قشقائی – آیت الله ابوالقاسم گرجی – و... حجت الاسلام سید جعفر شهیدی می باشند .

-      برخی نیزبدون آنکه به لباس روحانیت ملبس باشند و حتی با لباس کت و شلوار و کراوات و کلاه شاپو ، حتی با ریش تراشیده ، در مشاغلی که غیر روحانیتی شناخته می شده است ، نقش دین در جامعه را مستحکم نموده اند

-       

به دو گروه اخیر « روحانیون مکلٌا » لقب داده اند ؛ مکلٌا دارای مفهوم وسیع تری هم شده است :

« مکلا در مقابل معمم است. مُعَمَّم یعنی کسی که عمامه بر سر دارد و مُکَلّا واژه‌ی خودساخته از کلاه است، یعنی کسی که کلاه بر سر دارد. این واژه در زمانی رواج یافته است که پوشیدگی سر و کلاه داشتن در میان مردم رواج داشت و اینک بر هر غیر معممی اطلاق می‌شود . »

 

( ادامه دارد )


برچسب :
نوشته شده در چهارشنبه هفتم 4 1396 توسط agasyyidyahya | لينك ثابت | (0) نظر
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت ...

برچسب :
نوشته شده در يکشنبه چهارم 4 1396 توسط agasyyidyahya | لينك ثابت | (0) نظر
انهدام حوزه علمیه بزرگ یزد توسط رضا شاه در 1307 – 1308 (4)

/

انهدام حوزه علمیه بزرگ یزد توسط رضا شاه 

در 1307 – 1308 (4)

معمولا" قانون اگر در راه خدمت به ملٌت باشد در برخی از کشورهای در حال توسعه درست اجرا نمی شود ؛ باصطلاح تبصره بردارش می کنند ؛ و حتی آن را وارونه اجرا می کنند ؛ چه رسد چنین قانونی سیاسیکارانه که مجریانش نیز از بین سیاسیکاران انتخاب شده بوده اند . بیگمان :

روحانیت یزد به عنوان دارالعباده و شهری سرا پا مذهبی

حوزه علمیه یزد به دلیل عدم انعطاف مورد انتظار با دولت وقت

پیروان آقا آسید یحیی که از مجیز گویانِ شایسته ! حکومت رضا شاهی نبوده اند

دودمان آیت اللهی به عنوان مرکز این جامعه

از اهداف دین زدائی ، اسلام زدائی ، شیعه زدائی ، روحانی زدائی ، و... در یزد بوده اند ؛ و چنان بوده است که یکی با یک چندم سواد مذهبی و به طور کلٌی استحقاقِ اندک ، حقٌ حفظ لباس روحانیت و فعالیت مذهبی می یافته است امٌا حتٌی مجتهدان آیت اللهی خیر !!! .

در نتیجه در حوالی 1310 برخی از روحانیان و طلبه های دودمان آیت اللهی در یزد که از اصلاح امور کاملا" نا امید شده اند به صورت تقریبا" اضطرار مکلٌا شده به اموری دیگر چون تجارت ، کسب و کار و خدمات اداری روی آورده با تغییر یا تبدیل لباس باصطلاح « مکلٌا » شده اند ؛ که از آنجمله اند :

آقا سید علی آیت اللهی . دندانپزشک تجربی . فرزند آیت الله العظمی آقا سید یحیی

آقا سید طاهر آیت اللهی . دندانپزشک . فرزند آقا سید محمد آیت الله

آقا سیٌد محمد آیت اللهی . بازرگان . فرزند آقا سید محمد صادق

آقا شیخ محمد آیت اللهی . رئیس اسبق دفتر دادگستری یزد . فرزند آقا شیخ علی

آقا شیخ احمد آیت اللهی . سرپرست اسبق اوقاف یزد . فرزند آقا شیخ علی

آقای شریعت ؟

آقای جمالی ؟

آقا میرزا جواد آیت اللهی . سردفتر سابق ازدواج 34 و اسناد رسمی 31 یزد . فرزند حاج میرزا علی

آقا میرزا محمد آیت اللهی . رئیس اسبق ثبت اسناد و املاک یزد . مدیرکل اسبق ثبت اسناد و املاک خوزستان . مستشار سابق دادگستری آذربایجان شرقی . وکیل سابق دادگستری . فرزند حاج میرزا علی .

آقا میرزا کاظم آیت اللهی . شاعر و با مسؤولیت سابق در آموزش و پرورش تفت . فرزند حاج میرزا علی .

آقا شیخ مرتضی آیت اللهی . سردفتر سابق اسناد رسمی شماره 20 یزد . فرزند آقا شیخ عبد الرضا

آقا شیخ علی اکبر آیت اللهی ؟ دبیر سابق آ . پ ؟ فرزند آقا شیخ عبدالرضا

و....(1).

در این میان برخی که بخصوص تعلق بیشتری به روحانیت داشتند به همکاری با دولت در امور دادگستری ، اوقاف ، ثبت اسناد و املاک پرداختند .

این نیز قابل ذکر است که استخدام بزرگان این گروه فایده ای دوجانبه برای دولت رضا خانی داشت که هم آنان را به طور قاطع از فعالیت های حوزوی دور می سا خت و هم نخبگانی از جامعه را که برخی قریب الاجتهاد هم بودند به خدمت در میآورد .

*

(1)                                                                      و یکی از مشاهیر اخیر یزد :

آقا شیخ علی آیت اللهی . خطیب فرهنگ یزد و مدیر چند دبیرستان . فرزند آقا شیخ محمد . که البته ایشان گرچه فارغ التحصیل دانشکده الهیات بودند بگمان ما فاقد تحصیلات حوزوی بودند و بکار روحانیت نیز به صورتی جدٌی می پرداختند .

.


برچسب :
نوشته شده در چهارشنبه سی یکم 3 1396 توسط agasyyidyahya | لينك ثابت | (0) نظر

X